تبليغاتX
احساس شیشه ای

شهادت سالار شهیدان امام حسین رو به همه تون تسلیت میگم

.

.

.

از یا حسین تا میر حسین.

.

.

.

.

.

.

میدونی چیه؟

اصلا به من شعار دادن نیومده

.

.

.

.

.

.

من برم تا وبم رو تعطیل نکردن

.

.

.

.

.

.

تا کارم به اوین نکشیده

بای بای

 

نوشته شده توسط فاطی جونی در دوشنبه هفتم دی 1388 ساعت 12:31 | لینک ثابت |

درباره دیوید کاپر فیلد (جادو گر محبوب من!!!)
      
 ديويد کاپرفيلد ديويد کاپرفيلد


او از ميان ديوار بزرگ چين قدم زنان عبور کرد. او مجسمه آزادي درآمريکا را ناپديد کرد. او ديويد کاپرفيلد است جادوگر و تردست آمريکايي!
نام اصلي او ديويد ست کوکتين است. برنده ي جايزه امي شعبده باز آمريکايي است. طبق نوشته ي نشريه ي فوربس، از لحاظ تجاري موفق ترين شعبده باز تاريخ است. کاپرفيلد به علت ترکيب داستان گویي و شعبده بازي اش معروف شده است. او تاکنون موفق به فروش 40 ميليون بليط براي برنامه هايش شده است و بيش از يک میلیارد دلار درآمد داشته است. او به جادوگري، تردستي و نويسندگي، تهيه کنندگي و کارگرداني اشتغال داشته است.
وب سايت او dcopperfield.com است.
او در 16 سپتامبر سال 1956، در شهر متاچن در ايالت نيوجرسي آمريکا به دنيا آمد. پدر و مادرش يهودي بودند. مادر او ربکا کارشناس خسارت بيمه بود و پدرش مالک و مدير يک فروشگاه لباس مردانه در شهر متاچن به نام کوربيس بود. مادرش متولد بيت المقدس در فلسطين بود. پدربزرگ پدري اش از يهوديان پناهنده از روسيه بود. پدر او هايمن بود. پدر و مادرش روسي بودند.
در 12 سالگي شروع به تمرين شعبده بازي کرد. او جوان ترين عضو شعبده بازي بود که در جامعه ي شعبده بازان آمريکا پذيرفته شد. اين سازمان، يکي از معتبرترين سازمان هاي شعبده بازي در جهان بود.

در سال 1972 در دوره ي شعبده بازي در دانشگاه نيويورک مشغول به تحصيل بود. داستان جالبي در مورد چگونگي به دست آوردن نام ديويد کاپرفيلد توسط او وجود دارد. او در سن 18 سالگي وارد دانشگاه فوردهام شد. او در گروه موزيکال مرد جادويي نقشي اساسي بر عهده گرفت. اما پس از ايفاي نقش تصميم گرفت که نام ديويد کاپرفيلد را براي خود نگه دارد. در سن 19 سالگي او در هتل پاگودا در هونولولو در هاوايي مشغول به انجام کارهاي نمايشي شد.
در سن 24 سالگي او در نقش "کن" جادوگري در فيلم ترسناکي با نام قطار وحشت ظاهر شد. او حضور کوتاهي در فيلم pret-a-porter در سال 1984 داشت. او به خاطر برنامه هاي تلويزيوني زيادش معروف شد.
در سال 1982 با تأسيس پروژه ي جادويي هنر ديويد کاپرفيلد در خدمت امور اجتماعي درآمد. اين برنامه، برنامه اي توانبخشي بود که به معلولان براي بازيابي مهارت چابک بودن کمک مي کرد. او از تردستي جاوديي براي کمک به بيماران معلول استفاده مي کرد. انجمن کاردرماني آمريکا رسماً اين برنامه را تأييد کرد.در حال حاضر از اين روش درماني در چندين بيمارستان در 30 کشور دنيا استفاده مي شود.

ديويد کاپرفيلد قصد داشت رستوراني به نام زيرزمين جادويي بسازد. متأسفانه ايده ي اين رستوران جامه ي عمل نپوشيد. اين رستوران قرار بود 2 محل با نام هاي شهر نيويورک و دنياي والت ديزني داشته باشد. سيستم ويدئوکنفرانس ديجيتال به ميهمانان اجازه مي داد که از راه دور با هم در ارتباط باشند. کاپرفيلد ايده هايي در مورد ميزهاي متحرک و خدمتکاراني که کارهاي تردستي انجام مي دادند، داشت.
در سال 1996، ديويد کاپرفيلد توانست کتاب داستانهاي غيرممکن ديويد کاپرفيلد را منتشر کند. کتاب از نوشته هايي در مورد حکايت هايي واقعي بود که بخشي از دنياي جادو و تردستي بودند. ماوراء تصور ديويد کاپرفيلد جلد دوم از اين سري بود که در سال 1997 منتشر شد.
در ادامه رويدادي را مطرح مي کنم که در آن کاپرفيلد توانست از توانايي هاي خود در جادوگري براي دفاع از خود استفاده کند. در سال 2006 وقتي که کاپرفيلد در حال بازگشت از اجرا در وست پالم بيچ در فلوريدا بود مورد دستبرد مسلحانه قرار گرفت. 2 زن که همراه کاپرفيلد بودند، دارائي شان را به سارق دادند. کاپرفيلد ادعا مي کند که با استفاده از تکنيک هاي تردستي توانست مايملک خود را پنهان کند.
به غير از ناپديد کردن مجسمه آزادي در آمريکا و عبور از ديواربزرگ چين، او توانست راه رفتن روي هوا را هم به نمايش بگذارد. او توانست حيله ي شناوري در دره ي گراندکانيون (دره اي بسيار عميق در آريزوناي شمالي در آمريکا) را اجرا کند.

ديويد کاپرفيلد در بسياري از برنامه هاي تلويزيوني آمريکا ظاهر شده است. در سال هاي اوايل زندگي، برنامه هايي در تلويزيون، اجرا کرد همين طور که مي گذشت، او آن قدر محبوب شد که ديگر او برنامه هاي تلويزيوني را محبوب مي کرد.
دولت فراسنه به او نشان شواليه داده است. در هاليوود واک آو فيلم (پياده رويي در هاليوود که ستاره هايي در آن قرار دارند که منقش به اسم شخصيت هاي معروف فيلم ها هستند) او يک ستاره دريافت کرده است. او اولين جادوگر زنده است که توانسته به چنين افتخاري نايل آيد.
او سالانه حدود 500 برنامه اجرا مي کند. او واقعاً افسانه اي جاودان است.
منابع انگليسي مقاله: wikipedia.org , Buzzle.com

نوشته شده توسط فاطی جونی در یکشنبه بیست و نهم آذر 1388 ساعت 13:51 | لینک ثابت |

تولد
           

 تولد

        

           تولد

               

                تولدم مبارک

 

نوشته شده توسط فاطی جونی در شنبه بیست و یکم آذر 1388 ساعت 13:34 | لینک ثابت |

ای وای مادرم (از نوشته های استاد محمدحسین شهریار)
                          

  ای وای مادرم

آهسته باز از بغل پله ها گذشت


در فکر آش و سبزی بیمار خویش بود


امّا گرفته دور و برش هاله ای سیاه


او مرده است و باز پرستار حال ماست


در زندگیّ ما همه جا وول می خورد


هر کُنج خانه صحنه ای از داستان اوست


در ختم خویش هم به سر کار خویش بود


 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاطی جونی در دوشنبه شانزدهم آذر 1388 ساعت 13:41 | لینک ثابت |

باکمی تاخیر(عید قربان رو بهتون تبریک می گم )
                                

كاش قلبم درد پنهاني نداشت

چهره ام هرگز پريشاني نداشت

كاش مي شد دفتر تقدير عشق

حرفي از يك روز باراني نداشت

كاش مي شد راه سخت عشق را

بي خطر پيمود و قرباني نداشت

 

 

هرگاه دفتر محبت را ورق زدي و هرگاه زير پايت خش خش برگها را احساس كردي

 هرگاه در ميان ستارگان آسمان تك ستاره اي خاموش ديدي

براي يكبار در گوشه اي از ذهن خود نه به زبان بلكه از ته قلب خود بگو:

 يادت بخير

 

نوشته شده توسط فاطی جونی در یکشنبه هشتم آذر 1388 ساعت 13:41 | لینک ثابت |

چند قدم حرف

بازم مدرسه شروع شدو منم رفتم دنبال درس و... واسه همینه که نمیتونم مثل قبل به روز باشم اما سعی میکنم وبم رو بچرخونم.

یه حرف هم دارم واسه اونایی که لینکشون کردم یا میخوان لینکشون کنم:

 اونایی رو که لینک کردم و لینکم نکردن لطفا هرچه زود تر لینکم کنن واگرنه...

اونایی هم که میخوان لینک بشن منو لینک کنن یه کامنت هم بزارن تا بتونم لینکشون کنم

درضمن از بعضی هاممنونم که تو این مدت من و وبم رو تنها نذاشتن...

   

نوشته شده توسط فاطی جونی در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 ساعت 14:19 | لینک ثابت |

یه راز مهم که نباید فاش بشه اول قول بدین بین خودمون بمونه بعد بخونین!!!

یه بنده خدایی فوت شده که اگه بگم کیه همه شما تحت تاثیر قرار می گیرین پس فکر فهمیدن رو از سرتون بیرون کنین همه شما اونو می شناین یه دختره براش فاتحه بخونین ثواب داره خیلی دختر بدبختی بود که فکر کنم با این کارش الان خوش بخت ترین دختره منم براش یه شعر تو ادامه مطلب زدم حتما بخونید نظر هم بدین یادتون نره ... راستی بین خودمون بمونه بهتره ...

.

.

.

.

.

.

تماس فرت!!!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاطی جونی در شنبه یازدهم مهر 1388 ساعت 15:39 | لینک ثابت |

آره آهنگش قدیمیه اما من خیلی از بین همه ی آهنگ های اندی این آهنگ رو بیشتر دوست دارم!!!!
 بعضی ها فکر می کنن فقط خودشون عاشق اندی هستن منم فقت بخاطر اونی که عاشق اندیه این شعر رو زدم با این که قدیمیه اما چون... 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط فاطی جونی در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388 ساعت 12:51 | لینک ثابت |


سر انجام با ديدن نگاه تو آرام مي شوم

چو آهوي گريخته اي رام مي شوم

باور نمي کني ؟ اي همه هستيم

که من دارم به جرم عشق تو بدنام مي شوم

من بي تو پاي چوبه ي دار غريبي ام

روزي هزار مرتبه اعدام مي شوم

با چشم هاي خويش مرا آرام مي کني

باور نمي کنم که چنين خام مي شوم

گفتي که تو هرگز عاشق خوبي نمي شوي

گفتم : قسم به عشق ! سر انجام مي شوم

سر انجام با ديدن نگاه تو آرام مي شوم

چو آهوي گريخته اي رام مي شوم

باور نمي کني ؟ اي همه هستيم

که من دارم به جرم عشق تو بدنام مي شوم

من بي تو پاي چوبه ي دار غريبي ام

روزي هزار مرتبه اعدام مي شوم

با چشم هاي خويش مرا آرام مي کني

باور نمي کنم که چنين خام مي شوم

گفتي که تو هرگز عاشق خوبي نمي شوي

گفتم : قسم به عشق ! سر انجام مي شوم

*******************************************************
                                  گفتي که مرا دوست نداري گله اي نيست 
                                 
بين من و عشق تو ولي فاصله اي نيست
                                  گفتم که کمي صبر کن و گوش به من کن
                                  گفتي که نه بايد بروم حوصله اي نيست
                                  پرواز عجب عادت خوبيست ولي حيف
                                  تو رفتي و ديگر اثر از چلچله اي نيست
                                  گفتي که کمي فکر خودم باشم و آن وقت 
                                  جز عشق تو در خاطر من مشغلهاي نيست
                                  فتي تو خدا پشت و پناهت به سلامت
                                  بگذار بسوزند دل من مساله اي نيست

نوشته شده توسط فاطی جونی در شنبه چهاردهم شهریور 1388 ساعت 9:2 | لینک ثابت |


تقدیم به کسی که خاطراتش برای همیشه در ذهنم خواهند مرد

یادت هست آن وقت ها که چه عاشقانه کلمه دوستت دارم را بر زبان می آوردی؟

و حال چقدر راحت پشت دارم یک ن اضافه کردی؟

ن

تنهافرق میان این دوکلمه است

که معنا یشان را عوض می کند

وتنها

یک نگاه دیگر

علت گذاشتن این ن پشت دارم شد

منم بلدم ن بزارم به سادگی ن که تو گذاشتی تازه شاعرانه تر!!!

یادت هست میگفتم همیشه در قلب منی؟

وصدایت را می شنیدم که مرا می خواندی؟

حال دیگر صدایی به گوشم نمی رسد

زیرا تو مرده ای

وخاطراتت نیز...

فاتحمع الصلوات

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

نوشته شده توسط فاطی جونی در یکشنبه هشتم شهریور 1388 ساعت 13:8 | لینک ثابت |